جستجو


منوي اصلي‌

صفحه اصلي


مطالب پربيننده

نظر سنجي

خوب
متوسط
ضعيف

آرشيو

پيوندها


شهيد عليرضا وقار | معرفي » شهداي دانشكده

زندگينامة شهيد
در سحرگاه 16 فروردين سال 1342 در خانه‌اي واقع در جنوب تهران پسري ديده به جهان گشود که او را به مناسبت همزماني تولدش با سالروز تولد امام هشتم شيعيان(عليه‌السلام) عليرضا نام نهادند. دوران کودکي‌اش در ميان بازيهاي کودکانه و دنياي شادمانةخانواده‌اش سپري شد. با همه پستي و بلنديهايي که معمول دوران کودکان هم سن و سالش بود؛ پسري بود کنجكاو و حساس، نسبت به وقايعي که در اطرافش مي‌گذشت. دوران تحصيلات ابتدايي و متوسطه خود را با نمره‌هايي ممتاز گذراند و در سال 1360 موفق به دريافت ديپلم رياضي از «دبيرستان هدف» بامعدلي بالا شد. پس از فراغت از درسهاي دبيرستاني مشغول خدمت در کميته انقلاب مستقر در دانشگاه امام صادق(عليه‌السلام) شد. پس از مدتي عازم جبهه‌هاي نبرد حق عليه باطل گرديد که حدوداً شش ماه حضوري فعال و پر ثمر در جبهة سرپل ذهاب و قصر شيرين داشت؛ ضمن آنکه در کنکور ورودي دانشگاه شرکت جست. زماني که در جبهه بود، خبر پذيرفته شدنش در دانشگاه را به او دادند و جبهه جنگ را براي حضور در جبهه‌اي ديگر از جبهه‌هاي انقلاب ترک کرد. مدت بيش از چهار سال مجدانه در سنگر دانشگاه به تحصيل مشغول بود. او در دوران دانشگاه هم چون دوران تحصيلات ابتدايي و متوسطه چهره‌اي ممتاز و مشخص بود و اين دوران را با برتري ادامه مي‌داد؛ بطوري که يک بار گويا در سخنراني که به زبان عربي در دانشگاه برگزار کرده بود موفق به دريافت دو کتاب به عنوان جايزه از آيت الله مهدوي کني گرديد.
در دي ماه 1365 ازدواج نمود. در اوايل سال 1366 در امتحاني که از طرف سازمان حج و زيارت براي انتخاب مبلغ براي اعزام به مراسم حج ترتيب داده بودند شرکت كرد و در اين آزمون پذيرفته و به همراه ساير حجاج و زائران عازم زيارت بيت الله الحرام شد. او که براي زيارت خانه خدا رفته بود به ديدار خداي خود شتافت و به همراه ساير شهداي جمعه خونين مکه به ديدار معبودش شتافت و به آرزوي ديرينه‌اش که همان شهادت در راه خدا بود رسيد. شايد او با 24 سال که از عمرش مي‌گذشت جوان‌ترين شهيد جمعه خونين عمال آمريکايي آل سعود بود.
خصوصيات شهيد
دوران نوجواني شهيد حاج عليرضا وقار با التهابات و تب و تاب انقلاب اسلامي مصادف بود. او از همان زماني که خود را شناخت، با دين اسلام آشنا شد. قبل از آنکه نماز و روزه به او واجب شود با تمام وجود دين را شناخت و به احکام آن عمل مي‌کرد. شهيد عليرضا وقار همواره و بشدت از دروغ دوري مي‌جست; تا جايي که حتي اگر از مطلب و موضوعي اطمينان نداشت و مجبور به بيان آن مي‌شد، از کلمة «شايد» يا «ممکن» است، استفاده مي‌کرد، تا مبادا مرتکب دروغ و حرف خلاف واقع شود. شهيد وقار فعاليتهاي خود را بعد از پيروزي انقلاب اسلامي به همراه تني چند از دوستان و همفکرانش از سنگر «مسجد امام رضا(عليه‌السلام)» واقع درخيابان کمال آغاز کرد. بحق و بخوبي چون ستوني استوار از سنگر مسجد در مقابل ضد انقلاب و مظاهر شرک و فساد دفاع کرد و در شناسايي و کمک به محرومان و مستضعفان جامعه و پاسداري از حريم انقلاب در قالب بسيج مسجد دريغ نورزيد. او همچنين به طور فعال و مستمر در برگزاري تمامي انتخاباتي که از اول انقلاب برگزار شد، شرکت مي‌کرد و معمولاً جزء ناظران حوزه انتخابات بود. يکي از مهم‌ترين مسايلي که شهيد هميشه نسبت به آن اصرار مي‌ورزيد، حفظ حجاب و رعايت آن بود و از تنها چيزي که از کنار آن نمي‌توانست بي تفاوت بگذرد، حجاب بود. با اينکه او کوچکترين فرزند خانوادة خود بود، اما دايم روي سخن او با ديگر اعضاي فاميل بويژه خواهرانش درباره داشتن حجاب کامل بود. عليرضا همزمان با اوجگيري و پيروزي انقلاب اسلامي به تکامل رسيد و همراه با تداوم آن کمال يافت. او همواره در خط امام و در راستاي اسلام راستين قدم مي‌نهاد. در تمامي راهپيماييها و تظاهرات هميشه و بدون وقفه شرکت مي‌کرد و در صفوف اول بود. در همه جا و همه وقت با مظاهر طاغوت و عوامل استکبار جهاني و همچنين شرکت و نفاق به مقابله برمي‌خاست و يک لحظه از مبارزة حق طلبانه‌اش غافل نمي شد.
در عين حالي که در مواضع ارشاد و راهنمايي ديگران هم برخوردي مستدل داشت. او به مطالعه شديداً علاقه‌مند بود وساعات فراواني را در اين راه مصرف مي‌کرد و همواره ديگران را هم به اين مهم تشويق و ترغيب مي‌کرد. قرآن را بخوبي تلاوت مي‌کرد و سعي وافر در حفظ آن داشت. هميشه نمازش را به دقت و سروقت ادا مي‌کرد و از خواندن نماز شب هم غافل نبود. هميشه و در هر حال وضو داشت و بندرت اتفاق مي‌افتاد زماني را بدون وضو بگذراند. شهيد وقار از غيبت و گفت و گو در غياب ديگران به شدت پرهيز مي‌جست و هرگاه کسي در حضورش غيبت مي‌کرد، اعتراض مي‌کرد ومانع ادامه آن مي‌شد. بشدت از تظاهر و خودنمايي دوري مي‌جست. گاهي آن قدر آهسته صحبت مي‌کرد که مشکل مي‌شد صدايش را شنيد. از تجملات بشدت روگردان بود. هميشه ساده مي‌زيست و ساده مي‌پوشيد و ديگران را هم به اين امر تشويق مي‌نمود. هر گاه کسي از او درباره درس يا خودش جويا مي‌شد، با تواضع و فروتني خاصي بي‌اهميت جلوه مي‌داد ; در حالي که به گفته دوستانش و حتي رييس دانشگاه در درسهايش و همچنين در برخوردهايش دانشجويي ممتاز و نمونه بود. در سال 1363 وقتي پسرخاله‌اش در عمليات بدر در جزيره مجنون به شهادت رسيد، از اينکه در اين مورد پسرخاله‌اش از او پيشي گرفته بود و او به اين افتخار نايل نشده بود، بشدت ﻣﺘﺄثر بود و به او غبطه مي‌خورد. شهيد وقار هر گاه جلسه داشت، يا دير به منزل برمي‌گشت و با مادر چشم انتظار خود روبه رو مي‌شد، تکيه کلامش به مادر اين بود که شما هم دلتان را بگذاريد پيش مادر شهدا و مفقودان و اسرا. از ديگر ويژگيهاي بارز و مثال زدني که در شهيد بود، احساس احترام و تواضع نسبت به پدر و مادرش بود و حساسيت زياد در اين باره که مبادا والدينش از وي رنجيده يا احياناً ناراحت باشند. دائم از آنان دلجويي مي‌کرد و سعي مستمر در جلب رضايت آنان داشت. در سفري که بعد از ازدواجش به مشهد مقدس صورت گرفت، هنگام زيارت حرم امام رضا(عليه‌السلام) و در حال استغاثه به درگاه باري تعالي با چشمي اشکبار از همسرش خواست که به همراه او دعا کند تا به دو آرزويي که دارد دست يابد. يکي اينکه برادرزاده‌اش شفا پيدا کند و ديگر آنکه خودش به فيض شهادت نايل گردد. شهيد وقار قبل از ورود به دانشگاه مدت يک سال به شغل مقدس معلمي در مدارس راهنمايي اشتغال داشت و بعد از ورود به دانشگاه هم به طور نيمه وقت در کسوت معلمي به خدمت مشغول بود. شهيد علاقه وافري نسبت به خاندان عصمت و طهارت، بخصوص حضرت ابا عبدالله الحسين(عليه‌السلام) داشت و از شيفتگان درگاهش بود. هيچ گاه از نمازهاي جمعه و نماز شب غفلت نمي‌کرد. در نواري که از او به جا مانده جملاتي راجع به شهادت، که آرزوي ديرينه‌اش بود، چنين گفته است: «دنيا سرايي است ناپايدار و يک جاده‌اي است که بايد از آن بگذريم. اينجا منزلگاه نيست.» و در قسمت ديگر گفته است: «شهادت باعث آزادي ديگران و احياناً به خط آوردن بي‌خطها يا بي تفاوتها و يا دشمنان اسلام و انسانيت است».
زماني که براي عزيمت به مکه و مناسک حج پذيرفته شد، گويي که از همان زمان براي عروج و ديدار با خالقش به او الهام شده بود. زيرا طرز خداحافظي و حلاليت طلبيدن او طوري بود که والدين و اقوام و دوستان خود را تحت تأثير قرار داد. پس از عزيمت به مکه، علاوه بر زيارت خانة خدا وظيفة او و ديگر يارانش از طرف بعثة امام، ﻣﺄموريت تبليغ و شناساندن انقلاب اسلامي ايران و همچنين نظر خواهي از ديگر حجاج کشورهاي اسلامي راجع به ايران و انقلاب بود. از دوستان همسفرش مي‌گويند او آن چنان در انجام وظايف محوله از خود تلاش و کوشش نشان داده بود که همگان را به تعجب واداشته بود، بخصوص با تسلط کاملي که به زبان عربي و انگليسي داشته، دوستان عرب زبانش را هم به حيرت انداخته بود.
شهيد به روايت مادرش
عليرضا در دبستان هميشه درسهايش خوب بود. وي پس از سپري کردن دوران راهنمايي وارد «دبيرستان هدف» شد. هر گاه که من براي ثبت نام مي‌رفتم، ناظم دبيرستان مي‌گفت تنها فاميل ايشان «وقار» نيست، بلکه خود ايشان هم «وقار» هستند. از همان بچگي به نماز و روزه مقيد بود.
اگر کاري انجام مي‌داد، نمي‌خواست بدون رضايت ما باشد. اگر گاهي شبها به دوره‌ها يا جلسات مي‌رفت و دير وقت مي‌آمد، درحالي که من در پشت پنجره به انتظار او نشسته بودم، همين که از سر کوچه مي‌پيچيد، موتور را خاموش مي‌کرد تا مبادا صداي آن همسايه‌ها را اذيت کند و با موتور خاموش آرام مي‌آمد داخل منزل. وقتي مي‌آمد، اول از من مي‌پرسيد که آيا بيدار هستم يا نه؟ در حالي که من خود را به خواب زده بودم مي‌گفت: «مي‌دانم که بيداري. خودت را بگذار جاي اين مادر شهدا، ببين اين همه شهدا شهيد شدند چه مي‌کنند؟» مي‌گفتم: «تو همه‌اش از همين شهدا بگو».
مي‌گفت: «آخر من که جايي نرفته‌ام». من عاشقم و از خداوند خواسته‌ام مرگ مرا در رختخواب قرار ندهد». در نماز و دعايش همه وقت اين را مي‌خواست.
اگر گاهي دير مي‌آمد و مي‌ديد که من ناراحت هستم، مي‌آمد و عذرخواهي مي‌کرد و مي‌گفت: «ببخشيد که من دير آمده‌ام و شما ناراحت شديد». من مي‌گفتم: «من مي‌بخشم تو را پسرم». برو ولي آخر من هم مادر هستم و حق دارم نگران باشم».
او معلم همه بود. مي‌گويند; اگر يک فرزند خوب باشد بقيه را هم خوب مي‌کند. الان بحمدالله از برکت خون او خواهرزاده‌اش هم باحجاب است. از خصوصيات عليرضا دائم الوضو بودن او بود. اگر زماني به داخل حياط مي‌رفت، غير ممکن بود که وضو نگيرد. احترام فوق العاده‌اي براي پدر و مادر و ساير اعضاي خانواده قائل بود. بعد از ازدواج يک شب ماه رمضان در تب مي‌سوخت و حالش بد بود. من آن شب او را براي روزه گرفتن بيدار نکردم. ناگهان از خواب پريد و خيلي ناراحت شد. من گفتم آخر با اين حالي که داري، روزه گرفتن تو صحيح نيست. فقط همان يک روز بود که روزه‌اش را خورد. او از همان سنين کودکي مشغول نماز خواندن شد و روزه و نمازش هميشه بموقع و مرتب بود.
نحوه شهادت
در روز جمعه خونين مکه، به نقل از دوستاني که با او بودند، بعد از آنکه غسل شهادت مي کند، با اصرار از دوستانش مي خواهد اگر طلبي از او دارند، حسابشان را تسويه کنند. گويا مي دانسته که به طرف معراج خود شتابان است. طرز شهادت او به نقل از دوستانش چنين بود که بعد از يورش مزدوران آمريکايي آل سعود به محلي که خانمهاو معلولان و ديگر حجاج به حالت مجروح يا شهيد افتاده بودند، او در حال کمک کردن و حمل آنها به جاي امن‌تري بود و به آنها آب مي‌رساند. هنگام برداشتن آب و سيراب کردن تشنگان، چند گلوله به او شليک مي‌کنند، اما او از پاي نمي‌افتد و به کار خود ادامه مي‌دهد که در همين حال توسط مزدوران به وسيلة ضربة با توم به سرش، به علت خونريزي مغزي به آرزويش مي‌رسد و شهيد مي‌شود. او همچون مولايش حسين(عليه‌السلام) حج خود را نيمه تمام گذاشت. از احرام حج به احرام خون و شهادت شتافت و همچون امام رضا(عليه‌السلام) غريبانه و مظلومانه شهيد شد. چونان ابوالفضل العباس(عليه‌السلام) به هنگام آب رساندن به حجاج بيت الله الحرام گلوله‌اي بازويش را شکافت. در نهايت همانند امير اﻟﻤﺆمنين علي(عليه‌السلام) فرق سرش را شکافتند تا شهادتش شاهدي باشد بر حقانيت راهي که انتخاب کرد و آگاهانه پيمود.








شما در حال حاضر عضو نيستيد، در صورتي که مايل به عضويت هستيد، ميتوانيد اينجا را کليک نماييد

موارد مشابه:
  • شهيد غلامرضا بيات
  • شهيد حميد رضا غفوري شعرباف
  • شهيد محمود برزگري فيروزآبادي
  • محمد حسين (سينا) شرف زاده
  • شهيد امير حسين صبوري



  • امتياز دهي:
     ( امتيازها: 0)


    مشاهده شده: 243 | نويسنده: 321456 | تاريخ: 29 دي 1387 | نظرات (0)


    اطلاعات
    براي ارسال نظر، بايد در سايت عضو شويد.



    منوي کاربري
    نام:
    کلمه عبور:
     

    آخرين مطالب
    ماه مبارک رمضان

    کتاب اقتصاد انرژی

    Dr. yavari

    CV

    رزومه

    رزومه دکتر محمدهادی زاهد ..

    آقای اسد زمان

    روزمه آقای طاهری فرد

    اعضای هیئت علمی

    اعضای هیئت علمی


    آمار سايت
    برترين ارسال کنندگان:
      1    321456 56
      2    modir 19
      3    دفتر دانشکده 2 13
      4    بخش آموزشی 10
      5    دفتر دانشکده 3

    مطالب:
      امروز: 0
      اين ماه: 0
      کل مطالب: 102

    کاربران:
      عضو شده در امروز :0
      اين ماه:0
      کل اعضا:467
      اخراج شده:0

    وضعيت آنلاين
    کل حاضران: 2
    کاربران عضو شده: 0

    مهمان ها: 2
    صفحه اصلي        |       ثبت نام        |       انجمنها        |       RSS        |       قوانين        |       ليست اعضا        |       تماس با ما

    تهران- بزرگراه شهید چمران- پل مدیریت-دانشگاه امام صادق سلام الله علیه- ساختمان جدید-طبقه چهارم-دانشکده معارف اسلامی و اقتصاد

    فاکس:88579988 | تلفن:88081404 |پست الکترونیک:okhowwat@isu.ac.ir

    Copyright © 2004 I.S.U. & CC‍ All rights reserved