جستجو


منوي اصلي‌

صفحه اصلي


مطالب پربيننده

نظر سنجي

خوب
متوسط
ضعيف

آرشيو

پيوندها


شهيد امير حسين صبوري | معرفي » شهداي دانشكده

زندگينامة شهيد
امير حسين در تاريخ 2/5/1344 شمسي در خانواده‌اي مذهبي متولد شد. از اوان کودکي اعمال و رفتارش مورد توجه همگان بود. از همان ابتدا کودکي مؤدب، حرف شنو، مطيع بزرگان، کنجکاو و با هوش بود. سخنان بزرگان را با دليل مي‌پذيرفت. وقتي او به دبستان رفت، با آغوش باز محيط دبستان را پذيرفت. هيچ گاه بي جهت غيبت نمي‌کرد. خيلي کوشا و درسخوان بود. معدل و نمره‌هاي او در سطح بالايي بود. معلمان و مدير دبستان از او راضي بودند. در منزل هم بعد از انجام تکليفهاي خود به تنهايي بازي مي‌کرد و حکايتي را براي خود شرح مي‌داد.
هيچ گاه رفتاري خلاف عرف از او ديده نشد. در دورة متوسطه کتابهاي غير درسي را هم مطالعه مي‌کرد. از کتابهايي که انتخاب مي‌کرد، مي‌شد فهميد که بچه‌اي با فراست و ذکاوت است. وقت را بيهوده نمي‌گذراند. کتابهاي علمي را - هر چند درخور درک او نبود - مطالعه مي‌کرد. و هر مطلبي را نمي‌فهميد، با مداد علامت‌گذاري کرده، با افرادي که مطلع بودند، در ميان مي‌گذاشت و پس از رفع ابهام خوشحال مي‌شد. واقعاً طالب علم و کمال بود و بردباري شيوه و رمز موفقيت او بود. مهم‌تر اينکه خيلي منظم بود. هر کاري را در وقت و ساعت خود انجام مي‌داد. ابتدا با کسي صحبت نمي‌کرد و اگر سؤالي مي‌شد، خيلي با متانت جواب مي‌داد. پس از ديپلم، در سال 1363 در آزمون «دانشگاه امام صادق (عليه السلام)» پذيرفته شد. چندمرتبه در جبهه‌هاي نبرد حق عليه باطل شرکت کرد. البته او در زمان تحصيلات متوسطه به عضويت سپاه درآمده بود و در قسمت گزينش سپاه انجام وظيفه مي‌کرد.
علاقة خاصي به روحانيت داشت. لذا يک سال به تحصيل علوم قديم پرداخت. آخرين مرتبه در «عمليات کربلاي 5» جزء غواصان بود که سرانجام در تاريخ 19/10/1365 در «جزيرة بوارين» شهيد شد و روح پر فتوحش به اعلاعليين پر کشيد. هر چند که در گرانمايه‌اي از دست رفت که فقدان او براي خانواده خيلي سنگين بود، ولي چون براي حفظ آرمان و عقايدش بود، فقدان او قابل تحمل است. اميد است راه تمام شهيدان پر رهرو و هدفشان خالص باشد. خدايا دعاهاي اين شهداي عالي مقام را در حق ما اجابت فرما.
آمين يا رب العالمين
وصيتنامة شهيد
بسم الله الرحمن الرحيم
سلام عليکم و رﺣﻤﺔ الله و برکاته
پدر و مادر عزيز، برادر وخواهران گرامي، دوستان، نزديکان و اي کساني که اين نوشته را مي‌خوانيد، اکنون شايد آخرين بعد ازظهري باشد که مي‌گذرانم. امشب يک ﻣﺄموريت مهم در پيش داريم که به احتمال قوي اميد برگشتن در آن نيست و من در هيچ کجاي اين موضوع اثري از وحشت يا دو دلي نمي‌بينم. پس لااقل به نظر خودم جهل و جهالتي در کار نيست. اتفاق و سانحه‌اي هم در پيش وجود ندارد. آنچه هست، واقعيت محض و انتخاب حقيقي است. هر چند نوشتن يک وصيت و کلام آخر، نه تنها يک ضرورت بلکه رسم است، اما من آن را تا آخرين لحظات ممکن به ﺗﺄخير انداختم تا بتوانم با ديدي واقع گرايانه‌تر، مطالبي هر چند کوتاه بگويم.
حال که به پشت سرم نگاه مي‌کنم، زندگي را همچون گرد آمدن عده‌اي از مردم در گوشه‌اي ازخيابان جهت مشاهدة سانحه مي‌يابم. شخص مصدوم - که من باشم - روي زمين دراز کشيده و باقي بدون اينکه هيچ کاري بتوانند بکنند، فقط صحبت مي‌کنند، حرف مي‌زنند، مصدوم هم دلش را به آنها خوش کرده; غافل از اينکه همان مردم لحظاتي ديگر پس از فهميدن چندو چون قضيه پراکنده مي‌شوند. اما حالا مي‌بينم من هستم و خداي من.
پس از بررسي نقشة حمله، متوجه مي‌شوم توکل رزمنده‌ها به خدا بيش از حد تصور است.
ما در جنگ، با توکل بر خدا فقط کمک نمي‌شويم، بلکه معجزه رخ مي‌دهد، معجزه!
خوب حالا که قرار است وصيتي بکنم وکلام آخري داشته باشم، اجازه بدهيد شما را متوجه ولايت فقيه سازم و بي هيچ اغراقي عرض کنم او حامل پيام الهي است. او مفسر احکام خدايي است. او متصل به ولايت ربوبي است. اين جنگ هم بهترين وسيله براي ابراز آن پيام براي دنياست، اين جنگي است که مبناي سياستگزاري سياستمداران شده است. اين جنگ بلاي خانمانسوز نيست. ريختن پول به جيب دلالان اسلحه نيست، بلکه صراط مستقيم است. طريقي است که نور الهي به آن مي‌تابد. فرق گذار بين خيط ابيض و خيط اسود است. اي اشخاصي که دائماً خرده‌هاي بني اسراييلي مي‌گيريد، مهر سکوت بر لب بگزينيد; قبل از اينکه خداوند مهر خويش از قلبتان برچيند، اگر حرفتان درست باشد، (بر فرض محال) نگوييد، بهتر است. چون 8 - 7 سال است نق زده‌ايد وفايده‌اي هم نداشته. اگر هم نمي‌دانيد چه مي‌گوييد، اينقدر خود را به معصيت زبان دچار نسازيد. خداي را شکر مي‌کنم که نعمتش را بر بندگان تمام کرده است.
صحبت ديگري ندارم. وقتي هم براي نوشتن مطالب بيشتر باقي نمانده فقط از همة عزيزان طلب بخشش و بزرگواري دارم.
والسلام
امير حسين صبوري چهارشنبه 3/10/65
دستنوشته‌هاي شهيد
بسم الله الرحمن الرحيم
دل: خدا يا دلي دارم از آب سردتر، ازسنگ سخت‌تر، از ته چاه تاريکتر، از ذرة رمل کوچکتر، از حباب تو خالي تر. ولي اي خدا همين که اسمش دل شد، شوق و آهنگ تو را دارد، گاه گاهي ياد تو مي‌افتد.
خدايا در وجود من دو چيز آفريدي که يکي پر و ديگر خالي آفريده شده. قرار بر اين است آن را که پر است همان طور نگه داريم و آن را که خالي است پر کنيم. اي خدا، کمک کن. حالا دل ما خالي شده است و ما وفا به عهد نکرديم. تو دل ما را مملو از عشق آفريدي، پر ازمحبت قراردادي و گفتي چيز ديگري داخل آن نکنيد ولي، گوش نکرديم ومغز ما را خالي آفريدي تا آن را سرشار از علوم عقلي و نقلي کنيم، افسوس که اين را هم نکرديم.
دنيا: تو گفتي دنيا سجن است و ما اين را به گوش جان و چشم خود فهميديم. ولي هرگز نخواستيم يک سجين باشيم. در و ديوار براي ما نمونه‌هاي گناه و تجليات زندان بود. ولي، ولي افسوس که هرگز قبول نکرديم که در زندانيم. تو گفتي دنيا بازي است و ما ضمن اينکه سرگرم بازي بوديم، مي‌گفتيم نه ، نه ، دنيا حقيقت دارد. آنجا که مولانا گفت:
در زمين ديگران خانه مکن کار خود کن، کار بيگانه مکن
چيست اين تن خاکي تو کز براي اوست غمناکي تو
و نيز آنجا که مولانا گفت:
هم خويش را بيگانه کن هم خانه را ويرانه کن وانگه بيا با عاشقان هم خانه شو، هم خانه شو
رو سينه را چون سينه‌ها، هفت آب شو از کينه‌ها وانگه شراب عشق را پيمانه شو، پيمانه شو.
عمر: گذراست، پر قيمت است. بازپس داده نمي‌شود. خرمني است از اعمال. انگار هرگز از تو جدا نمي‌شود. يک جدا ناشدني واقعي. ولي فقط يک لحظه وجودش را به خوبي مي‌توان لمس کرد; موقع مرگ.
مرگ: دوست دارم که من دنبال او بروم; نه اينکه او دنبال من بيايد. مي‌خواهم در حالي که نفس زنان مي‌دود، بازوانش را بگيرم. بگويم نترس، من هستم، زندگي دارم، حيات دارم، مي‌خواهم آن را به ديگران هديه کنم و اي کاش اسم اين سفر هلاکت نباشد.
مال و زيبايي: داشتن آب خوب، نداشتنش بهتر، خودت را اسير مال نکن. مال را اسير خودت بکن. اينجاست که اگر مال تو سر به فلک بزند، باز سازنده است.
زيبايي آن چيزي است که از آن روحيه مي‌گيريم و آن چيزي است که فقط بايد به قدر حظ مستقيم از آن استفاده کرد...
«و بجنگيد با دشمنان خدا، هر گاه که بخواهند به اسلام ومسلمين ضربه بزنند.» اين فرمان خدا چون ريسماني هم اينک براي همة بندگان شايسته‌اش آويزان شده و هر کس که آنرا در چنگ خويش گرفت براستي که رستگار خواهد شد. در اين جهان (عالم وجود) کهکشانها وجوددارد. کهکشان ما جزيي از اين جهان بزرگ است و در اين منظومة شمسي در جريان حيات است. درمنظومة شمسي، کرة زمين است و در آن، سرزمين آسيا و ايران، جزيي از اين تکه خشکي و صحراي کربلا گونة خرمشهر و آبادان، قسمتي از مملکت وسنگر بر خاک نشسته که سقف آن آسمان است، نيز گوشه‌اي از اين صحراست و من چيز قابل ذکري نيستم که در اين قياس بزرگ مطرح باشم. من هيچم ولي داراي هدف. اين خلقت خداي کريم، اشرف مخلوقات، هيچ گاه درمقابل حوادث روزگار بي تفاوت نخواهد بود. من در اينجا مي‌جنگم به خاطر مکتبي که اين خاک را احيا مي‌کند و به ياد مي‌آورم روزهاي گرم و سوزان، چون حرارت کشندة نفس اماره، آدمي را در خود مي‌فشرد. آنگاه که صنعت در اين محيط رسوخ کرد، فساد را چون دمي به همراه خود آورد. «محشر گاه انسانهاي رنجور» و از آنجا که هيچ کاري از اعمال خدا باطل نيست، اميد اصلاح است در آن محيط گندآور و فسادآفرين. اين جنگ براي اصلاح نفس تمامي انسانهاست که زمينة مستعد براي دگرگوني دارند و من اينک در سنگرم هستم. تنها با خدايم راز ونياز مي‌کنم. شايد لحظات آخر عمرم باشد ولي فکر مي‌کنم پربارترين مواقع باشد.
مادرم، اي عزيزترين وجود براي من. اينک ﻣﺄموريتي دارم. شايد که ديگر تو را نبينم، ولي بدان اين سخنانم اگر همراه تو باشد، پنداري که من همراه تو بودم. اگر چه ازتو بسيار دورم، ولي هر گاه که به آينده نگاه مي‌کنم، مثل اينکه تو را مي‌بينم. من به تو خيلي وابسته‌ام. ولي اين نيروي الله است.
ارزش آن حتي از تو اي مادر بسيار بيشتر است که قابل قياس نيست. اي مادر اينک بدان امام صادق (عليه السلام) فرمود: «هر کس در حال جنگيدن بانفس خويش باشدو آنگاه بميرد، شهيد از دنيا رفته». من سرانجام شهيدخواهم شد; يا شهيد جنگ، يا شهيد نفس. تو اي جانم به فدايت! هيچ چيز ارزشمندتراز فرمانهاي الله نيست. آنان را بپذير و به آن عمل کن و در آن هنگام، اگر تو بميري، آسمان خون خواهد گريست. بگويم برايت از هدفم. من در حين جهاد اصغر، به جهاد اکبر نيز مي‌رسم و چون من خواهان درک درد زندگي بودم، آمدم تا بچشم و دور گردم از زندگيي که فقط خوردن، خوابيدن وکار کردن است...
استقامت: مظهر پيروزي، نمايانگر قدرت ودر نهايت، شيرين‌ترين شيرينيها به هنگام رسيدن به نتيجه. آه که چه وسيلة خوب و زيبايي، وه که چه راه پر افتخاري. آري اين استقامت است که وسيله‌اي براي رسيدن به هدف است. تاريخ هميشه گواه ما بوده است که چه عقيده‌ها و چه ملتهايي پيروز شده‌اند. چگونه افرادي که هيچ گونه قدرتي نداشته‌اند، براي رسيدن به هدف مشترک خويش به وسيلة ايمان که نشانگر راه پر افتخار استقامت است، توانسته‌اند درنابودي استکبار جهاني هرچه بيشتر کوشا باشند. صحنه‌هاي جالب و تکان دهندة تاريخ نشان داده که استقامت چه‌ها که نکرده است و چه ثمر‌ها که به جاي نگذارده است. انسان اين حيوان عصيانگر، حس تمايل به غرايز حيواني ‌اش در وجود او همواره ولوله کرده و سعي در نابودي شخصيت و فرديت الهي او مي‌شود. در نهاد و ضمير انسان حس برتري جويي وجود دارد وخروش و شهوت سبب طغيان او مي‌شود و اينجاست که استقامت تنها نيرويي است که مي‌تواند او را از مسير انحرافي اش رهايي بخشد. در غير اين صورت انقراض نسل حاکم زمين حتمي بود.
در جنگ، درزندگي، در هواهاي نفساني، در غرايز و سرانجام در وجود و حيات انساني، اگر مقاومت و استقامتي وجود نمي‌داشت، همه چيز جنبة منفي خود را حفظ مي‌نمود.
در اين هواي سوزناک پاييزي، به هنگام غروب آفتاب، که سرخي رخسارش بر روي پنجه‌هاي برگ درختان مي‌افتد، به ياد مي‌آورم مقاومت پيغمبر اسلام محمد(صلي‌الله‌عليه‌واله‌وسلم )را، به خاطرم مي‌آيد استقامت حسين بن علي (عليه السلام) را و در ذهنم پرداخته مي‌شود استقامت مردم حيات آفرين و شهيد پرور ايران را که در صحنة جهاني همواره اين لغت زيبا را به همراهي واژة پيروزي در ذهنها مي‌آفرينند.








شما در حال حاضر عضو نيستيد، در صورتي که مايل به عضويت هستيد، ميتوانيد اينجا را کليک نماييد

موارد مشابه:
  • شهيد مير سعيد صادقي
  • شهيد عليرضا وقار
  • شهيد حميد رضا غفوري شعرباف
  • شهيد غلامرضا بيات
  • شهید محمود نژاد



  • امتياز دهي:
     ( امتيازها: 0)


    مشاهده شده: 183 | نويسنده: 321456 | تاريخ: 29 دي 1387 | نظرات (0)


    اطلاعات
    براي ارسال نظر، بايد در سايت عضو شويد.



    منوي کاربري
    نام:
    کلمه عبور:
     

    آخرين مطالب
    ماه مبارک رمضان

    کتاب اقتصاد انرژی

    Dr. yavari

    CV

    رزومه

    رزومه دکتر محمدهادی زاهد ..

    آقای اسد زمان

    روزمه آقای طاهری فرد

    اعضای هیئت علمی

    اعضای هیئت علمی


    آمار سايت
    برترين ارسال کنندگان:
      1    321456 56
      2    modir 19
      3    دفتر دانشکده 2 13
      4    بخش آموزشی 10
      5    دفتر دانشکده 3

    مطالب:
      امروز: 0
      اين ماه: 0
      کل مطالب: 102

    کاربران:
      عضو شده در امروز :0
      اين ماه:0
      کل اعضا:467
      اخراج شده:0

    وضعيت آنلاين
    کل حاضران: 3
    کاربران عضو شده: 0

    مهمان ها: 2
    صفحه اصلي        |       ثبت نام        |       انجمنها        |       RSS        |       قوانين        |       ليست اعضا        |       تماس با ما

    تهران- بزرگراه شهید چمران- پل مدیریت-دانشگاه امام صادق سلام الله علیه- ساختمان جدید-طبقه چهارم-دانشکده معارف اسلامی و اقتصاد

    فاکس:88579988 | تلفن:88081404 |پست الکترونیک:okhowwat@isu.ac.ir

    Copyright © 2004 I.S.U. & CC‍ All rights reserved