| نظر سنجي |
طراحي سايت را چگونه ارزيابي ميکنيد؟
|
|
|
|
مناظره دکتر درخشان و دکتر غني نژاد در همايش کاپيتاليسم | همايشها و سمينارها
|
کاپیتالیسم ناب اسمیتی حاشیه ای بر مناظره دکتر درخشان و دکتر غنی نژاد در همایش «کاپیتالیسم» 1. مناظره با تعارف جمع نمی شود. مناظره ظرفیت خاص خود را میطلبد، نمیشود هم هوای طرف مقابل را داشت و هم افکار او را بی پروا به بوته نقد کشید. هیچ وقت هم اینطور نیست که طرفین مناظره یکدیگر را تأیید کنند و قربان صدقه هم بروند! مناظره یک نبرد است، یک نبرد علمی؛ و تنها برنده این میدان کسی است که بهره بیشتری از دانش دارد. طرفین مناظره معمولاً از نظر سطح علمی و آکادمیک شانه به شانه هم میزنند منتها بینشها و دیدگاهها متفاوت است و به ناچار طرفی که استدلال محکمتر و قویتری دارد پیروز میدان است. اصلاً مناظره برای این است که معلوم شود قوت و ضعف هر دیدگاه چیست و از دو دیدگاه متفاوت کدام استحکام بیشتری و نظم منطقی استوارتری دارد. 2. در مناظره، حلوا پخش نمیکنند! مناظره علمی جای قهر و تحریم و ترک جلسه نیست. تا جایی که حرفی و استدلالی هست باید بود و از نظر خود دفاع کرد. مناظره اخلاق خاص خود را میطلبد. کسی که تاب تحمل انتقاد دیگران را ندارد، و کسی که جوابی برای سؤالات ظریف و موشکافانه و البته پی در پی، ندارد، کسی که آنقدر مطالعات دقیق علمی ندارد که از پس نکتهسنجیهای طرف مقابل برآید، همان به که از ابتدا و شرافتمندانه تقاضای مناظره را نپذیرد و در جلسه مناظره حاضر نشود نه اینکه وارد جلسه شود و درست در اوج بحث و مناظره به بهانههای واهی، جلسه را ترک کند! 3. ما در همه ابعاد زندگی و به تبع در جامعه علمیمان با هم تعارف داریم. به قول یکی از اساتید، تا وقتی که میخواهیم هوای هم را داشته باشیم که مبادا در آینده طرف مقابل به پست و مقامی برسد و ما را از کار بیکار کند، هیچ پیشرفتی نخواهیم داشت. تا وقتی که از عبارت «همانطور که ایشان فرمودند...» استفاده کنیم و به جای نقد صادقانه و موشکافانه به تعریف و تمجید و تایید یکدیگر بپردازیم، وضعمان همین است که هست! 4. مجامع علمی و دانشگاهی ما در سالهای اخیر بیشازحد محافظهکار شدهاند. چنین جلسات مناظره و در پی آن شور و هیجان دانشجویی در سالهای قبل از انقلاب زیاد بود منتها فرقی که با الآن داشت این است که در پایان آن جلسات، عدهای دستگیر و سربهنیست میشدند ولی الآن همه طرفهای بحث آزاداه و با خیال راحت راه خود را پیش میگیرند و شب را در کانون گرم خانواده میگذرانند! قابل توجه همه کسانی که دم از آزادی میزنند و به زیر و بالای نظام بد و بیراه میگویند و دیگران را «دیکتاتور» و «مخالف آزادی بیان» می دانند. 5. اخلاق مناظره، توهین به شخص را برنمیتابد. آنانکه دم از آزادی بیان میزنند و خودشان تاب شنیدن حرف مخالف و انتقاد را ندارند، آنان که «نظام بازار» را مبتنی بر «اخلاق» میدانند ولی به طرف مقابل خود ناسزا میگویند و او را «دیکتاتور» و «مارکسیست» و ... میخوانند، آنانکه ادعا میکنند حرفهایشان «لااقل دارای یک نظم منطقی» است ولی به جای تبیین این نظم منطقی و پاسخ به سؤال دیگران، جلسه را ترک میکنند، آنانکه ... باید حواسشان به این تناقضات در حرف و عملشان باشد و باید بدانند که دانشجوی مخاطب آنان «سیبزمینی» یا موجود بیجان دیگری نیست که هرچه بگویند قبول کند و بگوید شما درست میگویید! نحوه تشویقهای حضار و شدت و ضعف آن برای هر یک از طرفین، ملاک خوبی است. 6. دانشجو در فضای علمی به دنبال حرف حق میگردد. جدای از همه دعواهای سیاسی و عقیدتی و سلیقهای، حرفی که «مستدلتر» باشد، پذیرش بیشتر دارد، حتی توسط مخالفان آن، و مناظره محک و میزانی است برای درجه قوت استدلال! گزارشی از جلسه همه ماجرا از آن جا شروع شد که دکتر غنی نژاد، توضیحات و تبیینات دکتر زریباف را «کجتابترین» ارایه ممکن از «نظام بازار» خواند و اظهار کرد که او اصلاً نظام بازار را نفهمیده است! دکتر غنی نژاد واژه «سرمایهداری» را بیمعنی خواند و معتقد بود آنچه معنادار است نظام بازار است. او سرمایهداری را لفظی خواند که توسط مخالفان نظام بازار خصوصا مارکسیست ها وضع شده تا به نوعی آن را تحقیر کنند. او نظام بازار را این گونه تبیین کرد که نظام بازار یک مفهوم قابل رویت نیست که در عالم خارج بتوان مشاهده کرد. نظام بازار را تنها میتوان در محافل علمی و با مطالعه، تصور کرد. مهمترین ویژگی این نظام، انتخاب آزادانه افراد است. افراد در نظام بازار به صورت «داوطلبانه» مبادله میکنند و هیچ کس یا نهادی آنها را مجبور به انتخاب نمیکند. بحث کارایی نظام بازار در مرحله بعد است. نظام بازار نظامی مبتنی بر «اخلاق» است چون وقتی انسان آزاد بود میتوان عمل او را ارزشگذاری کرد. کسی که در زندان باشد و نتواند کاری بکند، این عمل او اخلاقی محسوب نمیشود. هر چه جامعه ای به این نظام بازار نزدیک تر و به اصول آن پایبندتر باشد، کارایی در آن بیشتر است. نظام بازار جایی برای دخالت دولت نیست. نظام بازار همیشه با نظام سیاسی در تعارض و تضاد قرار میگیرد. نظام سیاسی نظام تصمیم گیری متمرکز است ولی نظام بازار، تصمیم گیری غیرمتمرکز است و هر یک از افراد حاضر در آن، اختیار تصمیم گیری دارد و به اندازه تصمیم خود در جهت گیری بازار سهیم است. نظام سیاسی همیشه سعی میکند در مقابل نظام بازار بایستد و همه سیاستمداران نظام بازار را تهدیدکننده موقعیت خود میدانند. دکتر درخشان که به علت ترافیک سنگین با کمی تاخیر وارد جلسه شده بود با اظهار تعجب از دکتر زریباف که مجری برنامه بود، پرسید که آیا بحث جلسه عوض شده است؟ چون در دعوتنامه به من گفته اند درباره بحران مالی اخیر آمریکا حرف بزنید ولی الآن میبینم که درمورد بحث های فلسفه اقتصاد صحبت میشود. دکتر زریباف موضوع جلسه را همان بحران مالی آمریکا اعلام کردند که دکتر غنی نژاد بحث را به اینجا کشیده است. دکتر درخشان اعلام کرد که ابتدا چند نکته ای در مورد بحث های مطرح شده بیان میکند و بعد به سراغ بحران میرود. دکتر درخشان با بیان اینکه باید در استفاده از الفاظ دقت کنیم و هر لفظی را استفاده نکنیم گفت شما در هیچ کتاب اقتصادی و از زبان هیچ اقتصاددانی عبارت «نظام بازار» را پیدا نمیکنید. اصلا نظام بازار کاملاً بی معنی است و شما هیچ اظهارنظری درمورد آن نمیتوانی انجام دهی. بازار صرفا جایی است که در آن خرید و فروش اتفاق میافتد و قیمتی هم شکل میگیرد، همین! این بازار از ابتدای تاریخ تمدن بشر بوده و تا پایان تاریخ هم خواهد بود، چون بشر ذاتا اجتماعی است و لازمه زندگی اجتماعی مبادله است. در مورد نظام بازار هیچ نمیتوان گفت، نه مورد کارایی و عدالت آن و نه حتی در مورد عدم کارایی و بیعدالتی آن! مثل این است که بگوییم نظام انسان! آیا انسان شجاع است یا ترسو یا ضعیف یا قوی؟! بازار یک نهاد (institution) است نه یک نظام (system). یک نهاد میتواند تحت تاثیر و سلطه عوامل مختلفی قرار بگیرد و ویژگی های خاص خود را پیدا کند. اما اگر بگوییم «نظام بازار آزاد» آن وقت معنادار میشود. نظام بازار آزاد یعنی بازاری که در آن آزادی باشد، اما آیا این آزادی مطلق است؟ آیا در آن همه فعالان در یک سطحاند؟ آیا در آن سرمایه حکومت میکند یا کار؟ آیا سرمایه داران بر قیمت تاثیر بیشتری دارند یا کارگران؟ آیا در آن دولت بیشتر تحت سلطه و نفوذ سرمایه دارهاست یا دولت حامی کارگران است؟ ... نظام بازار آزاد مساوی است با نظام سرمایه داری. سرمایه قلب نظام سرمایه داری است لذا وقتی با بحران مواجه میشوند طبیعی است که ابتدا به سراغ نجات سرمایه و سرمایه داران میروند. تزریق این 700 میلیارد دلار هم به همین دلیل است چون معتقدند که سرمایه از انسان هم مهمتر است. البته سرمایه انسانی هم دارد که در آن به انسان به چشم پیچ و مهره نگاه میکنند: سرمایه انسانی میتواند تولید شود، استفاده شود و مستهلک شود، درست مثل ماشین! سوالی که مطرح است آیا فقط همین یک نظام ممکن است وجود داشته باشد؟ آیا نظام دیگری نمیتواند وجود داشته باشد که در آن به جای اهمیت سرمایه، مثلا فقرا اهمیت داشته باشند و اول از همه به فکر نجات آنها بیفتند؟! قطعا نظام های دیگری هم میتوانند وجود داشته باشند ولی درحال حاضر نظام فراگیر، نظام سرمایه داری است. اصولا لازمه رابطه اجتماعی، مبادله است و مبادله امری فطری است مانند نفس کشیدن. شما نمیتوانی به کسی بگویی نفس نکش، چون انسان برای زنده ماندن مجبور است نفس بکشد اما مکن است در این امر، مورد استثمار قرار گیرد. مثلا وقتی ما در هوای آلوده تنفس میکنیم مورد استثمار قرار گرفته ایم. مبادله هم امری فطری است و ممکن است فرد در مبادله مورد استثمار قرار گیرد بنابراین داوطلبانه یا غیرداوطلبانه بودن آن مفهومی ندارد و باید از جمله ویژگیهای نظام بازار آزاد حذف شود. چنین تبیینی از نظام بازار آزاد مستلزم این است که آن را امری پایدار که از ابتدای تاریخ تا انتهای آن است بدانیم، یعنی نظام سرمایه داری را تاریخی ندانیم، بلکه آن را مطلق بدانیم! نظام سرمایه درای از قرن هجدهم به بعد و پس از انقلاب صنعتی مطرح شد و تاریخ مصرفی هم دارد و روزی از بین خواهد رفت. به نظر من هرچه نظامی غیرالهیتر باشد عمر آن کوتاهتر خواهد بود، چه کاپیتالیسم باشد چه مارکسیسم و چه هر چیز دیگری! عده ای با مطرح کردن «نظارم بازار آزاد» خواسته اند به نظام کاپیتالیسم وجهه غیرتاریخی و فرا تاریخی بدهند: نظامی که از ابتدای تمدن بشر تا نهایت آن بوده و هست و خواهد بود! دکتر غنی نژاد با انتقاد از این که در این پنل، هر کس حرفی میزند جوابی هم به حرفهای دیگران میدهد، چنین امری را طبیعت پنل خواند. دکتر زریباف هم تذکر داد که بنای این امر را خود شما گذاشتید! دکتر غنی نژاد در پاسخ به دکتر درخشان گفت که دکتر درخشان منظور خود را از «سرمایه» نگفتند و فقط یک سری انتقاد از نظام سرمایه داری کردند اما در نظام بازاری که من تعریف کردم «حداقل یک نظرم منطقی» نهفته است. بلافاصله دکتر درخشان تذکر دادند که عزیز من، ما «نظام بازار» نداریم! دکتر غنی نژاد با تندی پاسخ داد داریم، market order، نظم بازار. دکتر درخشان گفت نظم با نظام فرق میکند، هر نظمی که نظام ندارد، ما در کجا market system داریم؟ دکتر غنی نژاد با عصبانیت از دکتر درخشان خواست اینقدر حرف او را قطع نکند وگرنه جلسه را ترک خواهد کرد. دکتر درخشان هم گفت من هرجا تشخیص دهم اشتباه میگویید حرفتان را قطع میکنم، شما هم میبایست در حین سخنان من هرجا که اشتباه میگفتم حرفهایم را قطع میکردید و نکته خودتان را میگفتید. غنی نژاد در جواب گفت من به آزادی بیان معتقدم و به طرف مقابلم اجازه میدهم حرفش را بزند حتی اگر اشتباه باشد. درخشان در جواب گفت اینجا مناظره علمی است و باید بحث برای دانشجویان روشن شود... دکتر غنی نژاد دیگر تاب نیاورد و با توهین به دکتر درخشان، جلسه را ترک کرد... منبع:صدر-نشریه علمی اقتصاد
شما در حال حاضر عضو نيستيد، در صورتي که مايل به عضويت هستيد، ميتوانيد اينجا
را کليک نماييد
موارد مشابه: بحران اقتصادي 2008دوره آموزشي - پژوهشي اقتصاد ايرانlمصاحبه شبکه خبر با جناب دکتر درخشانديدار رئيس دانشکده اقتصاد دانشگاه دمشق ا ...دوره دکتري
امتياز دهي:
|
|
مشاهده شده: 393 | نويسنده: بخش پژوهشي | تاريخ: 8 دي 1387 | نظرات (0)
|
|
اطلاعات
|
|
براي ارسال نظر، بايد در سايت عضو شويد.
|
|
| وضعيت آنلاين |
کل حاضران: 2
کاربران عضو شده: 0
مهمان ها: 1
|
| |
تهران- بزرگراه شهید چمران- پل مدیریت-دانشگاه امام صادق سلام الله علیه- ساختمان جدید-طبقه چهارم-دانشکده معارف اسلامی و اقتصاد
فاکس:88579988 | تلفن:88081404 |پست الکترونیک:okhowwat@isu.ac.ir
Copyright © 2004 I.S.U. & CC All rights reserved